امیرعلی عزیزتر ازامیرعلی عزیزتر از، تا این لحظه: 16 سال و 5 ماه و 22 روز سن داره

امیرعلی گل پسری

پسملیم نماز خون شده

سلام جونم انقدر قشنگ نماز می خونی که نگو. میری مهر رو ورمیداری و میذاری جلوت شروع می کنی لبات رو تکون دادن که انگار داری چیزی می خونی ،بعدش سریع می خوابی زمین و مهرو بوس مکنی.مثلا سجده رفتی. قربون نماز خوندنت برم من عشقم. ...
11 دی 1390

همچنان مریض

سلام نفس طلا. من یک مامان بسیار بسیار مریض هستم. وتو یک پسملیه بسیار بسیار مریض هستی. حالا می خوام یه کمی سر این زمستون دادو بیداد کنم که منو شما رو به این روز انداخته. آخه زمستون جان ما با شما چه پدر کشته گی داشتیم که ما رو به این روز انداختی؟ الان یک هفته است که منو پسرم سخت مریض هستیم و خوب هم نمی شیم. تازه دیشب هم بابایی مریض شده. خدا جون ما رو زوده زود خوب کن. ...
11 دی 1390

یلدای تو از صبح

قلب من، دیروز شب یلدا بود و ما از صبح خیلی فعال بودیم. ١_حموم رفتی ٢_حاضر شدی البته خوشگل بودی ولی خوشگل تر کردی. ٣_سر میز خوراکیها نشستی هندونه رو بغل کردی و................... بالاخره با اقتدار رو هندونه نشستی.                                                            و این بود شب یلدای ما که خیلی هم بهمون خوش گذشت....
6 دی 1390

سرماخوردگی

سلام طلای من، یه چند روزیه که هم من هم شما سرماخوردگی سختی گرفتیم.جفتمون رفتیم دکتر شما دارو میخوری و من به خاطر اینکه زودتر خوب بشم چند تا آمپول دردناک از خانم دکتر خوردم. ولی هنوز خوب نشدم. شما هم همینطور سرفه های خیلی بدی میکنی مخصوصا شبا که دلم برات ریش  میشه. همین الان میخوام بادکترت صحبت کنم که چرا حالت خوب نشده و بدتر هم شدی. از خدای مهربونمون می خوام که پسر خوشگلم هر چه زودتر حالش خوب بشه.   ...
6 دی 1390

پسملیه خوشگلم

سلام جیگری،                 همین الان یعنی تقریبا ١ ساعت پیش با هزار تا التماس به دایی جون ازش خواستم ببرتت آرایشگاه یه کم به کلت صفا بده.آخه خیلی چتریات بلند شده بود و همش موهات توی چشت بود. چون توی آرایشگاه خیلی گریه می کنی دایی جون دوست نداره ببرتت. بعد که اومدی با آنا(مادر)رفتی حموم و من هم مشغول شام درست کردن.                                        &nb...
1 دی 1390

امیرم و حاج باباش

شیرین من سلام، دو سه روز پیش من و شما و مادر و حاج بابا رفتیم خونه عمه سودی چون می خواست بره آمریکا هم رفتیم ببینیمش هم یه شام تپل خوردیم. این عکسا رو اونجا ازتون گرفتم.                                                                  عزیز مامان،حاج بابا خیلی دوست داره. ...
1 دی 1390
1